عطا ملك جوينى
378
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
شيركوه قد ملك بلاد الصّعيد » ( ايضا ص 143 ) ، - « و خذل اهل القاهرة شاور لبغضهم له » ( نجوم الزّاهرة طبع ليدن ج 3 ص 95 ) ، - و همچنين است بعينه در جميع موارد ديگر استعمال اين كلمه در حال نصب در جميع مآخذ سابق الذّكر بدون استثنا ، حالكه از امثلهء فوق كاملا بوضوح پيوست كه شاور غيرمنصرف است گوئيم كه علّت عدم انصراف اين كلمه آيا چه ممكن است باشد و بجز علميّت چه علّتى ديگر از علل تسع در آن تصوّر ميتوان نمود ؟ احتمال وزن فعل يعنى هموزن بودن با شاور ماضى مشاورة در مورد ما نحن فيه منتفى است چه وزن فاعل بفتح عين مانند خاتم و عالم علما باتّفاق نحاة ( باستثناى يونس و عيسى بن عمر ) مانع صرف نيست « 1 » زيرا اين وزن نه از اوزان مختصّهء فعل است و نه در اوّل آن يكى از زوايد اربع است ، پس براى تعليل منع صرف شاور يا بايد گفت كه علّت ديگر آن به غير علميّت وزن فعل است بمذهب شاذّ يونس و عيسى بن عمر ، و يا بايد فرض كرد كه شايد فى الواقع با همه استبعادى كه در بين هست شاور هيئتى ديگر از كلمهء شابور فارسى بوده چنان كه جوينى و ساير مورّخين ايرانى پنداشتهاند و بنابراين علّت ديگر منع صرف آن عجمه خواهد بود و اللّه اعلم بحقيقة الحال ، فذلكهء مآخذ راجع باحوال شاور النّكت العصريّة فى احوال الوزراء المصريّة تأليف عمارهء يمنى و ديوان اشعار همان مؤلّف هردو طبع در نبورگ « 2 » ( رجوع بفهرست الرّجال اين دو كتاب در عناوين « شاور » و « طىّ بن شاور » و الكامل « شجاع ابن شاور » و المعظّم « سليمان بن شاور » و ركن الأسلام زكىّ الدّين « نجم اخو شاور » و الأوحد « صبح اخو شاور » ) ، معجم الأدباء ياقوت ج 1
--> ( 1 ) رجوع شود بشرح رضى بر كافيهء ابن حاجب طبع تبريز ص 25 - 26 ، و همع الهوامع سيوطى طبع مصر ج 1 ص 30 ، ( 2 ) رجوع شود بسابق ص 372 ح 6 ،